در میان شاعران روزگار ما، اسماعیل خویی،
یکی از نمونه های مثالی یکسانی و همسانی شعر و شاعر است. شعرش هرگز چیزی جز آنچه
که در لحظه بوده و میاندیشیده و میزیسته، نبوده و نیست.
شعرش صداقت عریانی است که گاه به خود
زندگینامه نوشتی میماند در آمیخته با خیال و تصویر، موزون و مقفی. اگر کسی
اسماعیل خویی را بشناسد و بداند که بر او در زندگی چه رفته است، گویی شاه کلیدی به
دستش آمده تا با اندک دشواری به هزارتوی شعرش راه ببرد.
https://www.youtube.com/watch?v=GNhQqebdXU4&feature=youtu.be گفتگوی رادیو پیام کانادا با دکتر مسعود نقره کار در مورد زندگی، مرگ و آثار صمد بهرنگی. این بحث همچنین نگاهی به پدیده شایعه در تاریخ سیاسی معاصر نگاهی داشته است
روایت داستان، قطعنظر از این که راوی در آن چه
کسی باشد، از یک مایة اصلی تشکیل میشود که هر عمل، یا حادثه، کوچکترین واحد
ساختاری آن را میسازد، که در یک اثر نوآورانه هر کدام، معمولاَ، یک «ممنوعیت» را
نقض میکند. نقض «ممنوعیت» یعنی تضاد و توازی با مضامین و عناصر و شگردهای ادبی
گذشتگان، وآفریدن چیزی، عمل یا حادثهای، در روایت داستان که احساس شگفت ما را برانگیزد.