پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران
نمایش پستها با برچسب ویژه نامه ها. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ویژه نامه ها. نمایش همه پستها
۱۳۹۴ دی ۲۴, پنجشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۳, سهشنبه
یادی از سیمین خانم بهبهانی / و نامهای از او / ناصر زراعتی
یک سال از درگذشت شاعر آگاه و مبارز ایران، زنده یاد، سیمین بهبهانی،
می گذرد. شاعری که در عین قدرت ادبی و سرایش اشعاری نو، قلمش را چون اسبابی آگاهی
دهنده، بکار برد و زشتی ها و سیاهکاری های رژیم اسلامی ایران را فاش و آشکار نمود.
به همین مناسبت پیوندسرا ضمن بزرگداشت یاد و آثار این شاعر ماندگار
ادبیات ایران، سیمین بهبهانی، نامه ای از او که سالها پیش برای دوست هنرمند و
نویسندۀ معاصرش (معاصرمان) ناصر زراعتی نوشته بود را با مقدمه ای از زراعتی منتشر
می نماید.
پ. ن.
سیمین و غزل نو فارسی / شکور نظری
[...] در این میان اما کسی، بدون سروصدا،
کار خود میکرد و راه خود میرفت. او کسی نبود جز بانوی غزل فارسی، سیمین
خلیلی/بهبهانی.
۱۳۹۴ فروردین ۲۶, چهارشنبه
زیرا که من یک ایرانی یهودی ام / شعر / جهانگیر صداقت فر
جهانگیر صداقت فر می گوید: "دو کار گونتر گراس، منِ ایرانی یهودی را آزرده خاطر کرده است: پیوستنش به حزبِ نازی، و سرودۀ بلند او زیر عنوان " what must be said"." شعر زیر پاسخ گونه ای است که صداقت فر، به سرودۀ گراس، داده است. این شعر، نخستین بار بصورت ضمیمۀ شماره ۷۰ (تابستان ۱۳۹۱) بررسی کتاب، به سردبیری مجید روشنگر، منتشر شد.
۱۳۹۴ فروردین ۲۵, سهشنبه
۱۳۹۴ فروردین ۲۰, پنجشنبه
۱۳۹۴ فروردین ۱۰, دوشنبه
به ياد دكتر فريدون آدميت / دکتر کریم قصیم
دکتر فریدون آدمیت، مورخ و انديشمند بزرگ تاريخ روشن انديشی سکولار ايران، هفت سال پيش، در 10 فروردین 1387، در سن 87
سالگی در تهران
بدرود حیات گفت. 24 سال پيش از آن، در اوائل سال 63، آخرین بار که خدمت شان رسیدم (اردیبهشت63)، مدتی دراز از هر دری سخن گفتیم. ایشان از سر لطف، دو نسخه از
آخرین کتاب های
خودشان («تشتت در
فکر تاریخی» و «اندیشههای طالبوف تبریزی») را که ميدانستند دوست ميدارم، به رسم هدیه
برایم امضا کردند. رویشان را بوسیدم و وداع شان گفتم. لطف و محبت ایشان، از طریق نامه های خانم کوبان ادامه یافت... بنا به اطلاعی که از خانم دکتر کوبان دریافت کردم، مأموران ارشاد - گویا بعد از چاپ سوم و پخش کتاب که
آن را خوانده بودند، - ميریزند به چاپخانهء مربوطه
و همهء
موجودی کتاب را می برند و خمیر ميکنند. چندی بعد هم انتشاراتی دماوند را ميبندند.
۱۳۹۴ فروردین ۲, یکشنبه
شرح حال و آثار منصور خاکسار / ملیحه تیره گل
در
27 اسفند 1388 (17 مارس 2010) در شهر «ارواین»
منطقۀ اورنج، به زندگیِ خود پایان بخشید .
منطقۀ اورنج، به زندگیِ خود پایان بخشید .
امیدوارم
طرح مقدماتیِ زندگینامۀ او و سالشمار آن- که با استفاده از نوشته های خود
منصور، سخنان کتبی و شفاهیِ برادران او (ناصر،
نسیم، عباس و ماشاالله خاکسار)، و سخنان کتبی و شفاهیِ هموندان ادبی و سیاسیِ تنظیم شده- تا حدودی نشان دهد که منصور
خاکسار که بود، بر چه زمینه هائی بالیده بود، و فراوردهای زندگیِ او چه یادگارانی
هستند.
نقطۀ پایان: آسیب شناسی مفهوم مرگ دردفترشعر با آن نقطه ازمنصورخاکسار / علیرضا زرّین
آب هم جوید به عالم تشنگان
-- مولانا
-- مولانا
وقتی که مرگ ناگهانی وخودخواستۀ عزیزی ما را
در برابرکاری انجام شده، بی برگشت، و دهشتناک قرارمی دهد، تکان و شوکۀ آن براعصاب وروان
ما، بی شک در مقایسه، افزونتراست برتاثیرضایعۀ مرگی طبیعی، به ویژه که قربانی مان
کسی باشد که ما به او به مثابه تکیه گاه نگریسته ایم وچنین نقشی را ازاو متوقع بوده ایم
واو خود نیزاین نقش را سالیان درازبرای ما به نحوی عالی، ازدور و نزدیک، ایفا کرده
است وانگارازعهده اش هم بر آمده است.
۱۳۹۴ فروردین ۱, شنبه
صدای متنها را دریابیم* / بهروز شیدا
نگاهی کوتاه به تناقض صدای نویسنده و صدای متن در مجموعه شعرِ و چند نقطهی
دیگر، منظومهی از سحرخیزان، وصیتنامهی منصور خاکسار
عکس از علیرضا طبیب زاده
این جستار کوتاه را به عنوان بخش دوم جستاری مینویسم که پیش از این زیر
عنوان دستهای خویش را بنگریم منتشر شده است. میگویم بخش دوم آن جستار تا بگویم
رویکردِ جستاری که میخوانید، همان است.عموخاکسار عزیز، معصوم ومهربان! / گفتۀ مریم بیجاری
سلام بر هیئت ِ
برگزارکننده مراسم ِ یادبود
و بزرگداشت آقای منصور خاکسار:
برگزارکننده مراسم ِ یادبود
و بزرگداشت آقای منصور خاکسار:
آقای روشنگر، آقای دکتر نفیسی، آقای دکتر کیافر
و عمو خسروِ دوامی ِ عزیز*
و عمو خسروِ دوامی ِ عزیز*
سپاسگزارم که به من فرصت دادید چند
کلمه در بارهی آقای خاکسار بنویسم/ بگویم.
و ببخشید که چون تایپ فارسی بلد نبودم، از پدرم
خواستم این متن را تایپ کند. والبته، نشد که وقتِ تایپ کردن، در برابر بعضی
پیشنهادات او، که حتمن فارسیاش ازمن بهتر ست، مقاومت کنم. امّا، حرفها، حرفهای
خودم ست. آخر ما طی ِ این روزهای اخیر، ساعتها با هم حرف زدهایم دربارۀ زنده یاد
آقای خاکسار.
۱۳۹۳ اسفند ۲۸, پنجشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)













