پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران

پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران
‏نمایش پست‌ها با برچسب اشعار پرتو نوری علا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اشعار پرتو نوری علا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۱۸, چهارشنبه

تاجی از انار / شعر / پرتو نوری علا


دستمالِ نازکِ سُرخم
گِردیِ شکمم را قشنگ میپوشاند؛ 
دورِ گردنم پیچیدند اما،
دستمالِ نازکِ سرخم را تهِ باغ.

۱۳۹۴ اسفند ۲۱, جمعه

به پیشباز بهارِ ۱۳۹۵ / شعر / پرتو نوری علا

بهار، با تردید میانه ندارد؛
تا خورشید، پردۀ ابر بشکافد
و سبزه بروید از زمین،
پشتِ سرما را خم کرده‎ست، بهار.

۱۳۹۴ آبان ۳۰, شنبه

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

چهار رُويش: بلوغ، عشق، زایمان، یائسگی / شعر / پرتو نوری علا


بال وُ پَرِ پَروانگان وُ
پيله‌های زردِ ابريشم.
آشفته موی وُ برهنه‌پا، دخترک،
سر در پیِ نسيم می‌گذارد؛
 
      طرح از گرافیست و هنرمند جهانی، نگار صمیمی آثاری  

۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

آقای ما / شعر / پرتو نوری علا

آقای ما
صحتِ نظراتش را 
بی سند و مدرک نمی‎گذارد؛
برای جُفتک اندازی
جَفنگ‎یاتش را با کلام سعدی مزّین میکند: 

۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

بُرو! / شعر / پرتو نوری علا


با خیالِ تخت، با تختِ کفش،
گذر کردی، بر رنجِ دستبافتِ فرش
اما لَشِ تو، هنوز، در تشتِ مسیِ نسوز...
لبدوز ماندهام چه کنم؟

۱۳۹۴ شهریور ۶, جمعه

سلسله بر دست در برج اقبال / شعر / پرتو نوری علا

پنج صبح در هفته، پنجاه هفته در سال
خورشيدم در آينۀ اتوبوس‌ها طلوع می‌کند
و هر روز در عدالتخانۀ قديمی
بر روی ميزی کوچک
در انتظار من است گلدانی از بنفشه صحرايی
يک جلد فرهنگِ انگليسی - فارسی 
مقداری خردهريز، و تَلی از احضاریه.

۱۳۹۴ خرداد ۴, دوشنبه

۱۳۹۳ اسفند ۱۵, جمعه

به مناسبت روز جهانی زن / انسانم من / شعر / پرتو نوری علا


در بخش اول این شعر، صدای برآمده از ارزش های جامعه ای پدر/ مرد سالار، زن را خطاب می کند و در بخش دوم، این صدای زن است که می خواهد خود را از تمام ارزش هایی که آن جامعه، همانند تارِ عنکبوت، بر او تنیده، رها سازد.
"انسانم من"، از سومین دفتر شعرِ پرتو، به نام "زمینم دیگر شد"، چاپ دوم، انتشارات سندباد، لس آنجلس، 2005، برگرفته شده است.
طرح روی جلد کتاب، از نگار آثاری است.

۱۳۹۳ آبان ۲۰, سه‌شنبه

گندم سرخ / شعر / یادداشت / پرتو نوری علا



بیست آبان، سالروز جان باختن دکتر غفار حسینی، یکی مبارزین سرفراز ایرانی است که در تمام عمرش، با بی عدالتی و بدی مبارزه کرد. غفار حسینی، شاعر، نویسنده، مترجم، محقق، و عضو کانون نویسندگان ایران بود.

۱۳۹۳ مهر ۱۱, جمعه

چرا پیر نمی شوم؟ / شعر / پرتو نوری علا


گوئی زمان
نادیده ام گرفته است؛
شنوای برهم خوردنِ بال مگس ام
بینای ذره ها،
آگاهِ آنات وُ بویای عطر آزادی. 

۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

ثبت می کنم / شعر / پرتو نوری علا



این شعر در مراسمی  که در سیزدهم سپتامبردر تورنتو / کانادا به مناسبت  " روز همبستگی با زندانیان سیاسی ایران"، برگزار گردید، قرائت شد.