پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران

پیوند سرای نویسندگان، شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۶, دوشنبه

خاطرات اقدس منوچهری (نوری علا) بخش سوم / ازدواج / شماره ۴

حکومت نظامی برقرار شده بود۱ و همه جا خلوت و تاریک بود. با احتیاط از کوچه و پس کوچه ها گذشتیم تا به منزل مادرش رسیدیم. در این خانه برعکس، همه بیدار و در انتظار آمدن ما بودند. چائی و شام و شبچره، همه چیز حاضر بود، و همه خندان و با محبت.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۵, یکشنبه

بخش یازدهم / چهره های سکولاریسم / سیندر بنگستاد / ترجمه کوروش اعتمادی

نتایج پایانیِ بخش نخستِ چهره های سکولاریسم 

تا اکنون با توّجه به ترجمه و انتشار یازده فصل از کتاب چهره های سکولاریسم (Sekularismens aniskten)، شما با نقطه نظرات تنی چند از اندیشگران بنام که در خصوص مقوله سکولاریسم در جوامع لیبرال و سکولار مطالبی را منتشر کرده اند آشنا شده اید.

نامه های زندان / طرح و بررسی / مجید نفیسی

نقاشی : سودابه اردوان
آیا تا به حال چند نمایشگاه هنری از آثاری که زندانیان سیاسی ما با کار بر روی هستههای خرما و شفتالو و شیشه و سنگ و خمیر نان و/ یا گلدوزی روی پارچه آفریده اند، تشکیل شده است؟ چند شعر و داستان و نمایش آفریده در زندان در دست داریم، و چه تعداد از نامهها و وصیت نامهها و گزارش دستنوشتهها و نقوش یادگاری بر دیوارهای زندان تاکنون منتشر شده است؟

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه

نوری زاد "رو" بازی می کند / نامه سرگشاده یکی از مادران پارک لاله* به مردم

وی نقطه ضعف مردم را یافته و همانند اصلاح طلبانی که با ترفند بحران سوریه و از دست دادن آرامش نیم بند، مردم را به پای صندوق‌های رأی می‌کشانند، هشدار می‌دهد. در این موضوع، روشن است که ویژگی‌های سوریه، دولت مردان و فرهنگ مردم‌اش با کشور ما متفاوت است و مقایسه آن با ایران، فریب دادن مردم ِخسته از حکومت اسلامی مستبد است.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

نام بعضی نفرات / به مناسبت هشتادمین سالروز تولد ویدا حاجبی / ناصر پاکدامن

قضیه اینست که نیما تنها نیست. هرکس نفراتی دارد. سیمین بهبهانی  در یاد نفراتش کتابی نوشته است. هر کدام از ما هم نفراتی دارد . نفراتی با نامهایی گوئی "رزقِ روح"، نه، بهتر همچون باطل السحر:
"وقتِ هر دلتنگی / سویشان دارم دست / جرئتم می بخشد / روشنم می دارد".

یک لیوان چای / داستان کوتاه / یلمار سؤدربری* / برگردان: اسد رخساریان

سکوت تمامِ سالن را فرا گرفت. دور و برِ من سوئدی­ ها با شکم ­های گنده و گونه­ های گل­ انداخته نشسته و غرق نوشیدن بودند و استکان­ های خود را به طورِ منظّم به هم می­زدند و برای زدنِ پیکِ آخر هم­دیگر را تشویق می­کردند.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۳۰, دوشنبه

خاطرات اقدس منوچهری (نوری علا) بخش سوم / ازدواج / شماره ۳

سرانجام در روز ۲۲ آبان سال۱۳۲۰خورشیدی، عقدِ ازدواج من با مردی بسته شد که قبل از من چقدر زیر و بَم دنیا را دیده بود. چقدر عیش و نوش کرده بود، دو زن گرفته بود (بدرالملوک خانم و طیبه خانم، که هر دو پس از زایمان و بعد از مدت کوتاهی مرده بودند) یک دختر۵ ساله داشت. بعد هم شنیدم که تا میخواسته زن صیغه، و نشمه داشته است.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۹, یکشنبه

جهان آفرین، شیطان و خدا / اسماعیل وفا یغمائی

بخشی از لوحه سومری در مورد توفان نوح 
زی سودرا در کنار همان دیوار ایستاده بود که ندایی شنید:
«در کنار دیوار و در سمت چپ بایست
رازی با تو در میان می نهم، گوش دار؛
به سخنان من گوش فرا ده:
طبق ... ما، توفانی مراکز پرستش را واژگون می کند، 
و نسل بشر را به نابودی می کشد . ..؛ 

            پیکرۀ گیلگمش در موزۀ لوور پاریس

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۷, جمعه

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۶, پنجشنبه

از رستم التواریخ (۹) / صنف‎ها و رؤسای اصناف در زمان صفویان / مسعود کدخدایی


چون دارایی و فرمانفرمایی آن سلطان جمشید نشان از بیست و پنج سال گذشت، گروه خرصالحان به افسانه و افسون در مزاج او رسوخ نمودند، و او را از شاهراه قانونِ حکیمانهی جهانداری بیرون کردند...

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۵, چهارشنبه

نامه سرگشاده شبکه همبستگی‌ برای حقوق بشر در ایران


نامه سرگشاده شبکه همبستگی‌ برای حقوق بشر در ایران به آن دسته اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد که به تمدید ماموریت احمد شهید رای مثبت ندادند.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

و هنوز از چرایی‌ی عشق‌ها و مرگ‌ها سه‌نقطه‌ها است / بهروز شیدا

در متن کوتاهی که پیش رو دارید، روایت‌هایی از عشق و مرگ در سخن‌رانی‌ی سوتلانا آلکسیویچ در آکادمی‌ی نوبل سوئد و سه رمان جنگ چهره‌ی زنانه ندارد، پسران زینک، صداهایی از چرنوبیل، نوشته‌ی سوتلانا آلکسیویچ را به زبان فارسی می­خوانیم.  

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۳, دوشنبه

آرام بگیر گوهر، دیگر دَمِ خوابست / نمایشنامه کوتاه / فریده شبانفر


گلهای مصنوعی را از گلدان در میآورد، تور قلاب دوزی زیر گلدان را بر میدارد و دو باره به وسط اطاق میاید وانگار که پنجره ای باز روبرویش باشد آنها را بیرون پنجره تکان میدهد . 

نزديكى هاى دور افتاده / شعر / افشین بابازاده

اگر هم مى خواست زمين به آسمان دوخته نمى شد. همچون قدم هايش كه در همين نزديكى هاى دور افتاده مى ايستد تا در تنهايى نفس بكشد. إز پله ها به تندى پايين مى آيد تا فراموشى عشق را برايش بى معنى كند. 

شعر / رضا مقصدی


سال نو/ شعر/ مجید علیی


من با لباسی که نیم اش را به دندان گرگ آویخته
و نیم اش به رنگ کبودی آسمان روزگارم است، 
صادقانه به بزم تو رقص خواهم کرد

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه

خاطرات اقدس منوچهری (نوری‎علا) / بخش سوم / ازدواج / شماره ۲

از نخستین ماشینهای شهربانی سال ۱۳۲۰
در اداره شهربانی بودم که پاسبانی به اتاق ما آمد و خانم کاویانپور را خواست. ابتدا متوجه نشدم که با من کار دارد. بعد یادم افتاد روز معارفه با نوری علا، بیبی، دایه‎شان مرا نوه قوام حضرت (از طرف مادری) معرفی کرد. به دنبال پاسبان به اداره آگاهی رفتم. در اتاقی شلوغ و پرازدحام، محبوب خود را دیدم؛ با قامتی استوار و برازنده. میان آن جمعیت، از همه بلندتر، شیک‎‎تر و متشخصتر، انتظار مرا میکشید! تا مرا دید جلو آمد، با خوش روئی سلام کرد و دستم را محکم فشرد. با حالی پُر تلاطم و طپش قلب، به او گفتم فامیل من منوچهری است، و او عذرخواهی کنان، جویای احوال خودم و خانوادهام شد.